مهاجر افغاني و استعمار نو |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
یادش بخیر
یاد اون روزهایی که در پرشین بلاگ ، وبلاگ نویسی میکردم .
فقط برای اینکه این یادگارم از صحنه دنیای مجازی حذف نشود گفتم چیزی بنویسم .
البته فعلا از زمان هک شدن این سرویس وبلاگ دهی ، به آدرس ذیل نقل مکان کردم .
در پناه حق همیشه پایدار و پیروز باشید .
| لینک | یکشنبه ۱۳۸٩/٥/٢٤ - مهاجر افغانی |
نقل مکان به بلاگفا
مدتهاست که از این دیار کوچیده ام و بلاگفا را انتخاب کرده ام .
روزگاری نه چندان دور با عشق و علاقه سرویس وبلاگ دهی پرشین بلاگ را انتخاب کردم . اما نمی دانستم که مدیران عده ای جوان بی تجربه و ساده لوح و به دور از هر گونه آموزش های فنی روزی این سرویس را بر باد می دهند .
به هر حال خوشحالم از اینکه بلاگفا را پیدا کرده ام ، و غمگینم از اینکه چرا این سرویس را زودتر پیدا نکرده بودم .
به هر حال دوستان می توانند برای دیدن وبلاگم به آدر زیر مراجعه نمایند .
www.hezare3.blogfa.com
| لینک | دوشنبه ۱۳۸۸/٢/٢۸ - مهاجر افغانی |
گریه کن سرباز
گریه کن سربازنظامی زن انگلیسی که پس از بازگشت از ماموریت خود در عراق، فرزندش را در آغوش می فشارد.
آهای سرباز، آهای مادر!...
گریه کن، تو حق داری گریه کنی. شاید ماهها و سالهاست که فرزندت را ندیده ای.
فرزند دلبندت را. کودک معصومی که تاب دوری مادر نداشته و حتماً از تو بیشتر، برایت دلتنگی می کرده.
گریه کن سرباز، گریه کن تا سبک شوی...
گریه کن، بخاطر گوهر مادری که از تو ستانده اند، و در عوض تو را مفتخر! کرده اند به این لباسها.
این لباسها که اصلاً به قامت تو سازگار نیست...
گریه کن که تاج زن بودن از سرت افتاده...
گریه کن که هیچ لذتی به پای مادری نمی رسد و تو را محروم کرده اند، ذائقه ات را خراب کرده اند...
اما
من چند حرف دیگر با تو دارم سرباز...
تو مادری، حق داری بچه ات را دوست داشته باشی... حق داری برایش دلتنگ شوی...
سوالی از تو دارم :
این کودک را می شناسی؟

می بینی پدرش با چشمان بسته، چگونه صورتش را لمس میکند؟
می بینی چگونه کفشهایش را درآورده تا در آغوش پدر، گم شود ؟
این پدر یکی از زندانیان تو و دوستان توست در عراق...
چه میشد اگر اجازه میدادی این پدر، بچه اش را ببیند؟
فکر کردی فقط خودت به فرزندت عشق می ورزی؟
این دختر را چطور؟

حتماً او را دیده ای...
در کوچه پس کوچه های بصره... پای برهنه می دوید و خنده کودکانه ای بر لب داشت...
الان به نظرت لکه های سرخ روی لباسش، نقش گلهای سرخ است یا رد پائی از خون تازه ؟
یا لکه های قرمز روی زمین، گلبرگهای پرپر شده گلهای پیراهن اوست؟
صورت ظریف او را با اسلحه ای که در کنارش به دست گرفته ای چه کار؟
ببین چه گریه ای میکند؟ چه خونی از صورتش جاری است؟
این رنگین تر است یا خون فرزندت که اینچنین در آغوشش کشیده ای؟
حال این دخترک را خوب ببین. نتیجه کارتو وهمکاران توست و تا ابد با شما خواهد ماند.
این است آنچه برای این دختر و مردمش هدیه برده ای...
این پدر را میشناسی؟

دارد به چه حالی، جسم بی جان دخترش را میگذارد کنار بقیه جنازه ها.
یادت هست؟ همین چند شب قبل، خانه شان را بمباران کردید.
تو و همقطارانت.
این را چطور؟

این اما مال افغانستان است.
شاهکار قدیمی تر شما.
اما مگر زخم این پدر کهنه می شود؟
این هم کادوی یکی دوسال قبل توست برای کوکان افغان.........
از این دست اگر بخواهم برایت بیاورم، بسیارست...
سردشت ، حلبچه ، قانا... صبرا و شتیلا... و ....فلسطین و ....
...............
...............
...............
گریه کن سرباز
گریه کن، اما نه فقط برای دلتنگی فرزندت ...
شاید نپذیری، اما من در گریه های تو هیچ عاطفه ای نمی بینم سرباز!
گریه کن برای انسانیتی که در زیر پای تو و رهبرانت لگد مال شده...
گریه کن برای عاطفه ای که در وجودت مرده...
گریه کن برای شرف و آزادگی که از دست داده اید...
| لینک | دوشنبه ۱۳۸٦/۱٢/٢٠ - مهاجر افغانی |
سیزدهمین سالگرد شهادت استاد عبدالعلی مزاری
سیزدهمین سالگرد شهادت استاد شهید وارسته عبدالعلی مزاری در شهر قم در مسجد امام زین العابدین (ع) با حضور هزاران نفر از مهاجرین مقیم قم برگزار شد .
در این مراسم که با حضور تنی چند از شاعران برجسته کشور افغانستان و صبیه محترم آن شهید بزگرار شد یاد آن گرانقدر وارسته گرامی داشته شد .
علیرغم اطلاع رسانی ضعیف و دیرهنگام برگزار کنندگان این مراسم حضور مهاجرین در این جلسه بسیار چشمگیر بود .
دلنوشته ای از صبیه محترمه آن شهید نیز توسط شخص وی قرائت شد که خود نوعی درد دل تمامی مهاجرین و هزارههای افغانستان بود .
بیوگرافی رهبر شهید عبدالعلی مزاری :
رهبر شهید عبدالعلی مزاری در سال ۱۳۲۶ هجری شمسی در روستای نانوایی چهار کنت از توابع ولایت بلخ چشم به جهان گشود. پدرش حاجی خداداد زراعت پیشه و مالدار بود.خانواده ی حاجی خداداد اصلا از سرخجوی ورس به ترکستان مهاجرت کرده بودند.
در دورانی که عبدالعلی مزاری به دنیا آمد، خانواده ی او چون بسیاری های دیگر در زمستان به قشلاق و در تابستان به ییلاق می رفتند. عبدالعلی نیز چون دیگر اطفال در دامداری و زراعت به خانواده کمک می کرد. در کنار این دروس ابتدایی را زمستان ها در مدرسه ی نانوایی فرا گرفت. سپس به صورت تمام وقت تعلیمات دینی را در مدرسه چهارکنت و مزار شریف ادامه داد.
عبدالعلی در نوجوانی، پر شور و دلیر بود. وقتی در مدرسه ی چهارکنت درس می خواند، به انتقاد از بی کفایتی مسوولین مدرسه پرداخت و در یک مورد خواستار تقسیم گندم مدرسه میان طلاب فقیر شد. وقتی مسوولین به اعتراضات او و طلاب توجه نکردند، عبدالعلی با جمعی از دوستانش قفل انبار مدرسه را شکستند و به دست خود گندم را میان طلاب فقیر توزیع کردند.
رهبر شهید هنوز بیست ساله نشده بود که با چهره های مبارز زمانش آشنا شد. در همین سنین است که با شهید اسماعیل بلخی از نزدیک آشنا می شود و بلخی، عبدالعلی جوان را تشویق به تداوم تحصیل و خدمت عسکری می کند. در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی رهبر شهید به خدمت عسکری می رود و دوران عسکری را در کابل، خوست و گردیز سپری می کند. در ضمن خدمت، درسش را نیز نزد یک مولوی سنی مذهب افغان ادامه می دهد.
خدمت سربازی برای مزاری بسیار آموزنده بود. از یکسو به او کمک شد که با محرومیت هزاره های دیگر مناطق افغانستان آشنایی بیشتر پیدا کند و از سوی دیگر محرومیت اقوام غیر هزاره کشور را نیز از نزدیک مشاهده نماید. علاوه بر این، بیش از پیش با ساختار پر از فساد و تبعیض دولت حاکم آشنا گشت.
عبدالعلی با ختم خدمت سربازی مدت کوتاهی در افغانستان می ماند. بعد چون بسیاری های دیگر برای ادامه ی تحصیلاتش به ایران می رود. در سال ۱۳۵۰ هجری شمسی قم را به عنوان محل تحصیلش انتخاب می کند. این سالها در ایران اوج مبارزات ضد شاهنشاهی است. مبارزات ضد سلطنتی مردم ایران و فضای سیاسی و فکری آن روز حوزه علمیه قم، مزاری را بیشتر از گذشته به فعالیت های سیاسی و جریان های انقلابی علاقمند می سازد. نظام فرسوده ی شاهی افغانستان بدتر از شاهنشاهی ایران غرق فساد بود. او افغانستان و محرومیت ها را دیده بود. با حلقات مبارزان شیعه و هزاره افغانستان ارتباط و دوستی نزدیک داشت. بنابرین مزاری در مدت کوتاهی با رهبران انقلاب ایران آشنا شد. سفری به نجف رفت و با آیت الله خمینی از نزدیک دیدار کرد. بعد از سفر نخستش چندین بار دیگر نیز به نجف رفت و آمد نمود.
سال های اقامت مزاری در ایران، عراق، سوریه، پاکستان و ترکیه پر از شور و تلاش بود. رهبر شهید در کنار فعالیت های سیاسی و همکاری و همفکری با شخصیت های رده اول انقلاب، در سال ۱۳۵۵ موفق شد تا درس سطوح حوزه را به پایان برساند.
سرانجام فعالیت های گسترده سیاسی «رهبر شهید» باعث بازداشت او توسط سازمان امنیت و اطلاعات کشوری ایران شد و او را چندین ماه در زندان اوین تهران زندانی و شکنجه کردند. تا اینکه در سال ۱۳۵۶ هجری شمسی توسط ساواک از ایران اخراج شد . مزاری به کابل رفت و در کابل با دیگر مبارزان شیعه و هزاره اقدام به تشدید فعالیت های سیاسی و فرهنگی نمود. از جمله کتابخانه ای در شهر مزار شریف ایجاد کرد.
در خزان ۱۳۵۶هجری شمسی برای بار دوم به ایران سفر کرد. چون در ایران تحت تعقیب و ممنوع الورود بود، مجبور شد که به نام بدل و به صورت مخفیانه وارد ایران شود. برای جلوگیری از بازداشت دوباره توسط «ساواک» جای ثابتی برای اقامت نداشت و مدام در رفت و آمد میان کشورهای عراق، ایران، سوریه، ترکیه و پاکستان بود.
در سال ۱۳۵۷ تحولات بزرگی در منطقه روی داد. در ایران انقلاب اسلامی به رهبری آیت الله خمینی به پیروزی رسید و در افغانستان کودتای هفت ثور اتفاق افتاد. به دنبال کودتای هفت ثور و قیام سه حوت ۱۳۵۷ مردم چهارکنت، «رهبر شهید» به زادگاهش بر گشت و در کنار مجاهدین به جنگ مسلحانه با دولت خلق و پرچم و متجاوزان شوروی پرداخت. در همین سال ها با همکاری و هماهنگی جمع کثیری از مبارزان شیعه و هزاره سازمان نصر افغانستان را بنیان گذاشتند.
رهبر شهید در سال ۱۳۶۰ هجری شمسی برای اکمال و تدارکات جبهات دوباره مجبور شد تا به خارج سفر کند. بعد در سال ۱۳۶۵ به افغانستان بازگشت و این بار تلاش نمود تا جبهات گوناگون و بعضا متخاصم را متحد سازد. در این راستا تقریبا از تمام جبهات مجاهدین هزاره بازدید کرد. ثمرهء تلاش او و بسیاری از دیگر فرماندهان و رهبران جبهات جامعهء هزاره در سال ۱۳۶۸ به ثمر نشست. تقریبا تمام احزاب سیاسی هزاره در بامیان با امضای «میثاق وحدت» حزب وحدت اسلامی افغانستان را بنیاد گذاشتند. تشکیل حزب وحدت اسلامی همانگونه که در تاریخ جامعهء هزاره برجسته و ماندگار است، «رهبر شهید» را نیز وارد مرحله ای تازه از زندگی سیاسی-فکری اش کرد.
در سال ۱۳۶۸ هجری شمسی با تثبیت جایگاه حزب وحدت در داخل، «رهبر شهید» همراه دیگر رهبران جامعهء هزاره برای معرفی بیشتر حزب وحدت و مشوره با مردم و مسوولین خارج از کشور به پاکستان و بعد به ایران سفر کردند. این سفر تقریبا تا سال ۱۳۷۰ هجری شمسی ادامه یافت. در این مدت، هیأت حزب وحدت با استقبال پر شور و بی سابقه ی مهاجرین خارج از کشور روبرو شدند و اکثر مسؤولین خارج از کشور احزاب جامعه ی هزاره از تشکیل حزب وحدت استقبال و حمایت کردند. در این مقطع تنها شیخ آصف محسنی قندهاری، رهبر حرکت اسلامی افغانستان با تشکیل حزب وحدت به بهانه های مختلف مخالفت نمود و تا پایان حاضر به همکاری نشد.
«رهبر شهید» در سال ۱۳۷۰ ه.ش تصمیم گرفت که از طریق ولایت فراه به هزاره جات بازگردد. در مسیر راه کاروان «رهبر شهید» در ولایت فراه مورد حمله دشمن قرار گرفت و برای مدت طولانی از سرنوشت ایشان اطلاعی در دست نبود. در این مدت، شخصی از علمای پشتو زبان و اهل سنت به نام محمد علی فراهی از دوستان دوران عسکری «رهبر شهید» به ایشان پناه می دهد تا زمینه برای رفتن به بامیان فراهم شود.
شورای مرکزی حزب وحدت در سال ۱۳۷۰ هجری شمسی، عبدالعلی مزاری را رسما به عنوان دبیرکل شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی انتخاب کرد. این انتخاب در وقتی صورت گرفت که از سرنوشت ایشان در ولایت فراه اطلاع دقیقی در دست نبود.
در اوایل زمستان ۱۳۷۰ هجری شمسی «رهبر شهید» بعد از پشت سرگذاشتن خطرات بسیار از طریق ولایت فراه خود را به بامیان رساند. چندی بعد از این، هیأتی به نمایندگی از نظامیان سه قوم ازبیگ، تاجیک و هزاره در دولت کابل با حزب وحدت اسلامی تماس می گیرند. «رهبر شهید» و حزب وحدت در ضمن حمایت از قیام آنان، هیأتی را به تالقان و پنجشیر می فرستند تا با احمد شاه مسعود و دیگر فرماندهان جمعیت اسلامی در این راستا هماهنگی کنند.
سرانجام به دنبال هماهنگی و همکاری حزب وحدت، شورای نظار و نیروهای ازبیگ و ترکمن قیام بر ضد دولت نجیب از صفحات شمال آغاز شد و در مدت کوتاهی دولت در سرتاسر افغانستان سقوط کرد و کابل نیز به دست نیروهای مخالف دولت افتاد.
«رهبر شهید» به دنبال سقوط دولت از طریق مزار شریف وارد کابل می شود و در غرب کابل مستقر می گردد.
استقرار مزاری در کابل، سر آغاز مقاومت پر افتخاری است که در تاریخ جامعه ی هزاره و افغانستان تعبیر به «مقاومت غرب کابل» می شود.
پیروزی مجاهدین، سقوط دولت نجیب و به قدرت رسیدن دولت ربانی محصول همکاری و هماهنگی سه جریان حزب وحدت، شورای نظار و نیروهای جامعه ازبیگ و ترکمن بود. اما شورای نظار بعد از جابجایی در کابل بر خلاف تصور همه در صدد حذف متحدین دیروزین خود -حزب وحدت اسلامی و جنبش ملی-اسلامی- برآمد. هزاره ها و ازبیگ ها و ترکمن ها با جان نثاری و قبول خطرات بسیار زمینه را برای به قدرت رسیدن دولت ربانی فراهم کردند و شورای نظار با تکیه به این دو نیرو جایگاه خویش را در کابل در برابر حزب اسلامی و دیگر رقیبانش تحکیم بخشید. اما با این وجود، انحصار طلبی و تمامیت خواهی شورای نظار به حدی اوج گرفته بود که از درک این واقعیت بسیط عاجز بودند و نمی توانستند درک کنند که بدون نیروهایی که آنان را به قدرت رسانیده بودند، توان اداره کشور را ندارند.
در نتیجه، مزاری بر خلاف تصورات پیشینش در غرب کابل رهبری مقاومت بر ضد دولتی را بر عهده گرفت که در پیروزی آن خود نقش محوری و تعیین کننده داشت. مقاومت حزب وحدت بر ضد تهاجمات دولت ربانی تقریبا سه سال به درازا کشید. در این مدت، تشکیل شورای هماهنگی متشکل از حزب وحدت، جنبش ملی-اسلامی، حزب اسلامی و جبهه نجات از ابتکارات «رهبر شهید» بود. حزب وحدت در برابر تهاجمات سنگین دولت ربانی که عموما از هوا و زمین صورت می گرفت یکی از بی نظیرترین مقاومت های تاریخ کشور را در برابر دولت های مزدور و خودکامه به یادگار گذاشت.
دولت ربانی علاوه بر تحمیل جنگ های خونین و تصفیه قومی در بعضی محله های غرب کابل، تلاش نمود تا حزب وحدت را از درون متلاشی کند. با هزینه بسیار عناصری را در درون حزب وحدت پرورش داد که منجر به جنگ ۲۳ سنبله ۱۳۷۳ شد. ۲۳ سنبله با تمام سختی ها و تلخی هایی که برای مقاومت غرب کابل داشت در فرجام عملیاتی ناموفق برای دولت ربانی بود.
در اواخر سال ۱۳۷۳ جنبش نوظهور طالبان تا نزدیکی های کابل پیشروی کردند. ظهور طالبان تمام معادلات قدرت در افغانستان و مخصوصا در کابل و اطراف آن را دگرگون نمود.
«رهبر شهید» در آغاز با فرستادن بخشی از زبده ترین نیروهای خویش به ولایت غزنی به مقاومت در برابر پیشروی طالبان پرداخت. نیروهای اعزامی حزب وحدت در آغاز موفق شدند مواضع طالبان را در اطراف شهر غزنی متصرف شوند. اما به دنبال عدم همکاری نیروهای محلی آنان نتوانستند جبهه ای موثر بر ضد طالبان در غرنی فعال سازند.
با شکست طرح فعال ساختن جبهه در ولایت غزنی، «رهبر شهید» مذاکرات با طالبان را که از چندی پیش آغاز شده بود جدی تر دنبال نمود. در عین زمان در تلاش بود تا به توافقاتی با دولت ربانی نیز دست یابد.
با کنار رفتن حزب اسلامی و مستقر شدن طالبان در چهار آسیاب غرب کابل در محاصره کامل قرار گرفت. «رهبر شهید» تلاش بسیار نمود تا با یکی از دو طرف به توافق برسد. تلاش ها در راستای توافق با دولت و پیشنهاد دفاع مشترک بی نتیجه بود. در آخرین روزهای مقاومت غرب کابل، نیروهای دولتی حملات بسیار شدیدی را از مناطق مختلف بالای غرب کابل از زمین و هوا آغاز کردند. در این جنگ ها بر خلاف گذشته از یکسو حزب وحدت در محاصره و تمام راه های اکمالاتش را از دست داده بود و از سوی دیگر در برابر حملات دولت تنها دفاع می کرد. حزب اسلامی کاملا از خطوط اول عقب نشینی کرده بود و نیروهای جنبش نیز کارآیی سابق خود را نداشتند.
سرانجام با وجود تلاش های مداوم سیاسی و مقاومت بی نظیر نظامی، حزب وحدت اسلامی در غرب کابل شکست خورد و «رهبر شهید» در ۲۲ حوت ۱۳۷۳ در چهارآسیاب به دست طالبان به شهادت رسید.
شهادت مزاری جامعه هزاره را تکان داد. طالبان تلاش نمود تا از پذیرش مسوولیت شهادت «رهبر شهید» شانه خالی کنند و شهادت او را بیشتر یک سانحه هوایی وانمود سازند.
باری، عاقبت مزاری در ۲۲ حوت ۱۳۷۳شهید شد. مقاومت غرب کابل شکست خورد. هزاره ها در پایان یک صد سالگی مقاومت خویش بزرگ ترین رهبر تاریخ معاصرشان را از دست دادند. اما مزاری از غزنه تا بامیان، از بامیان تا بلخ، از میان دره ها و کوه های سر به فلک کشیده هزارستان با تنی پاره پاره، با چهره ای سرخ، زمستان سفید مردمش را خونین تن کرد تا عدالتخواهی را به دروازه هر خانه قومش ببرد و در زمستان انسانیت و عدالت و در عصر طالبان ستم و دولتمردان جنایت، عدالتخواهی را همیشگی سازد و حقانیت مقاومت برای حق را شهادت دهد. مزاری با خون سرخش عدالت را به گستردگی وطنش به یاد ها داد و در زندگی اش از حق هر شهروند وطنش گفت و با شهادتش درستی این باور خویش را ثبت تاریخ کرد.
سرانجام در آغاز فصل لاله های سرخ ترکستان، در بهار ۱۳۷۴، مزار مزاری اش را به آغوش کشید، عبدالعلی، فرزند پرشور و دلیرش را که برای همیشه بابه مزاری مردم شده بود.
روحش شاد، راهش پر رهرو و آرمان های انسانی اش جاودانه باد--- سایت بسوی عدالت
آخرین سخنرانی استاد شهید مزاری در جمع مردم
اعوذبالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.
در این ماه رمضان، به محضی که از شما خواسته شد که بیایید و جلسه ای باشد، حضور پیدا کردید، این باعث امید اینجانب است که شما برای سرنوشت تان حساس هستید، و روی این مسأله فکر می کنید. آیه کریمه را که خدمت تان عرض کردم، خداوند تبارک و تعالی می گوید ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهیم، مگر که سرنوشت شان را خودشان تغییر بدهد. و بعد در جای دیگر است، این به عنوان یک سنت الهی است، البته در آیات دیگر و روایاتی که برای تفسیر آیات، روایت شده، می گوید برای سنت الهی هیچ تغییر و تبدیلی نیست، لهذا ما این را مکرر خدمت تان عرض کردم که این آیه، مصداق اکملش، تفسیر صحیحش، در زندگانی مردم ما، تفسیر شده است. شما مختصر در تاریخ تان وقتی که فکر بکنید، می بینید که دوران مختلف زندگانی را طی کرده اید. و دو سال و هشت ماه هم ثابت کردید در اینجا، (درکابل) که وقتی مصمم بودید، از حیثیت تان دفاع بکنید، خدا یاری کرده، و شما توانستید تمام زورگویان را سر جای شان بنشانید. و بعد از جنایات بعد از جنگهای بسیار خطرناک، آمدند معذرت خواستند که اشتباه کردیم. من معتقدم که این مسأله، نهفته است به تصمیم شما، و اراده شما و ایستادگی شما، و حساس بودن برای اینکه در سرنوشت تان حساس بودید. لهذا تاریخ اثبات کرده است دوران عبدالرحمان وقتی که مردم ما در مقابل این حکومت ظالم و جائر ایستادند، هفت سال جنگیدند و عبدالرحمان تمام توطئه هایی که بلد بودند در این دوره علیه مردم ما کار گرفتند. لشکر از تمام نقاط افغانستان جمع کردند. از همه اقوام به جنگ مردم ما فرستادند، شصت نفر از علمای اهل تسنن را جمع کردند، فتوا گرفتند برای این مسأله که اینها رافضی است و کافرند. کارساز نشد. ولی آمدند از بین مردم ما خائن تربیت کردند و وادار کردند که به ملت خیانت کنند. این مسأله کار ساز شد. چه رقم کارساز شد؟ که 62% مردم ما نابود شد در یک کشوری که عبدالرحمان پرچمدار اسلام به حساب می رود که نورستان را کافرستان بود. عبدالرحمان مسلمان کرد ولی مردم ما را 62% را از بین برد. به عنوان غلام و کنیز از اینجا تا هند بفروش رفت و از مالیات این کنیز و غلام فروشی در خزانه دولت که واریز می شد. کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر مقدار این پول را نوشته است. وقتی که 62% مردم ما نابود شد، از آن تاریخ تا حالا که بیش از صد سال می شود، ما محروم بودیم، تحقیر می شدیم، هزاره بودن عیب بود، شیعه بودن عیب بود، تعمد بود بر اینکه ما را نگذارند به مکتب ها، ما را نگذرند به کار کردن و تجارت ها، آنچه که در این جامعه امتیاز بحساب می رفت ما محروم بودیم، در زمان شاه محمود خان رسماً مکتوب می نویسد به وزارت فرهنگ که بچه های هزاره و شیعه را در مکتب حربی پوهنتون و مکتب های ارزشدار نگیرد، این محرومیت را شما تیر کردید، شما غیر از اینکه جوالی کشی بکنید، بار پشت بکنید، در این مملکت دیگر ارزش نداشتید. افغان های کوچی در هزاره جات می آمد، چای و پارچه و این ها را در سر خانه می گذاشت و می گفت سال دیگر من از این جا پولش را می گیرم این را ما و شما دیدیم و لمس کردیم ولی وقتی که انقلاب اسلامی شروع شد شما مردمی که به افغان، حرف زده نمی توانستید یک نفر عسکر از طرف حکومت در منطقه می آمد، مرد ها پنهان می شد، زن ها می گفت در این آبادی کسی نیست. در انقلاب که شروع کردید تا وضع تان را تغییر بدهید در ظرف سه ماه تمام مناطق هزاره جات آزاد شد. پس خدا هم یاری کرد. چهار تا خائنین که در حزب خلق و پرچم از قبل جذب شده بود، اول منطقه ای را که رفتند خلع سلاح کردند و سلاح آوردند، «هزاره جات» بود، در صورتی که هزاره جات سلاح نداشت، سلاح ها مال افغان ها و سرحد آزاد بود، سلاح که در میان مردم ما مجاز بود، موش کش و دان پر و چره ای بود، دیگر سلاح مجاز نبود، در صورتی که وقتی خیل کوچی می آمدند یازده تیرها در گردن زن هایشان آویزان بود در سر مردم ما می آمدند، ولی هیچکس حاضر نشد در این حکومت مارکسیستی که افغان ها و کوچی ها را خلع سلاح بکند ولی خائنین ما پیشگام شدند رفتند هزاره جات را خلع سلاح کردند، این کار را برای نیکنامی شان، برای خوش خدمتی شان کردند، ولی مردم ما با دست خالی، با داس، قیچی و بیل توانستند که مناطق شان را ظرف سه ماه آزاد بکنند، این مسلم بود که اراده شما بود، تصمیم شما بود، شما باید این را در خاطر داشته باشید که تاریخ بعد از محرومیت های زیاد، بعد از رنج های زیاد، یک بار شانس برای مردم داده می شود که سرنوشت خود را خودشان تعیین بکنند. این شانس الان برای شما داده شده، که شما مردمی که در اینجا تحقیر می شدید، توهین می شدید، مسخره می شدید، برای شما داستان درست کرده بود، شما آن قدر امین بودید که برای تمام صاحب منصب ها خدمتکار باشید در کنار خانمش، هیچ هراس نداشت که شما خیانت می کنید، ولی شما این قدر امین نبودید در این مملکت که از شما یک کاتب مقرر بکند، در اینجا شما امین نبودید، منفور بودید، ولی برای نفرخدمتی امین بودید، این دوران را پشت سر گذراندید. انقلاب پیروز شد، خلاف انتظار همه اقوام افغانستان و خلاف انتظار نیروهای جهادی که در خارج بود، چون ما محکومیت داشتیم، و محروم بودیم در داخل افغانستان طبیعی اش بود که در خارج هم محکومیت داشتیم، هویت نداشتیم، به حساب این و آن بهانه طلبی در 14 سال جهاد که هفتاد میلیارد دالر برای افغانستان مصرف شد، باز برای ما یک دالر کسی کمک نکرد، تمام موسسه های غربی که در افغانستان کار می کردند یک کنفرانسی در پیشاور، دایر کردند و تمام تنظیم ها و صاحب نظران را هم در پیشاور جمع نمودند، تا درباره بهبود جهاد افغانستان صحبت کنند. بعد یک نفر از خارجی ها رفت پشت تریبون ایستاده شدند که در اول انقلاب، مردم شیعه و مردم هزاره جات منطقه خود را زود آزاد کرد، و من الان در این جمع از این ها کسی را نمی بینم، در لیست کمک ها هم که در افغانستان می شود برای اینها وجود ندارد، اینها کجاست؟ (شما می دانید که آن روز، غرب آنقدر، از اتحاد جماهیر شوروی ترسیده بود، که برای افغانستان هر دستی که بالا می شد که علیه روسها مبارزه بکند، بدون اینکه نگاه کند که این دست چه دستی است یک کلاش می داد که مبارزه کنید، برای خود مردم افغانستان نبود ولی برای ترس از روسها بود) بعد بی شرمانه یکی از مسئوولین جهادی رفت پشت تربیون، گفت همین مسأله را من جواب می گویم، گفت اینکه به اینها دوا کمک بکنید، احیاناً مواد غذایی کمک بکنید من موافق هستم، ولی اینها مبارزه کردند منطقه شان را آزاد کردند، ایران به اینها یک مقدار سلاح داد، الان در میان خودشان جنگ دارند. اینها ظرفیت این مسأله را ندارند، که به اینها از نگاه تسلیحاتی کمک شود، یعنی اشاره داد به این خارجی که اینها به ایران وابسته است احتیاط بکنید، اصل عمده مسأله این گپ بود.
شاید خیلی ها، مردم ما فکر بکند در این مسأله که شاید رهبران و مسئولین، نخواسته کمک های دنیا را بیاورند به ما در هزاره جات سرازیر بکند اینها مخالفت کردند، نه این نبود، ما محکومیت داشتیم و کمک نکردند. این محکومیت، محکومیت تاریخی بود برای ما، خوب در 14 سال جهاد، هفتاد میلیارد دالر مصرف شد، که اکثر قاطعش در پاکستان مصرف شد. از خون این مردم بهایش در آنجا خانه ساخته شد، برای مردم ما یک دالر هم نرسید. از نگاه طبیعی هم که سرزمین هایی که در افغانستان ارزش داشت زراعت می شد مال ما بود خوب در دوران عبدالرحمان گرفته شد. برای کوچی ها یا افغان ها عبدالرحمان روی هزاره جات فرمان داده که شما بروید بگیرید. آنها از سردیش قبول نکردند. از این خاطر مانده بعد یک مقدار علف که داشت کوچی راه دادند که این علف ها را، مال هزاره جات حق ندارند که بچرند، باید دیگران بچرند. خوب این محرومیت داخلی و خارجی و طبیعت هم با آن سردی برای مردم ما از 14 سال جهاد فقط برای مردم ما رسیده بود همین بود که کوچی از سرشان کم شده بود، کشتش را، شفتلش را، رشقه اش را، دیگه مال کوچی آمده نمی چریده، خود شان برای گاو و مال خودشان استفاده می کرد، ولی وقتی که روی مظلومیت، محرومیت مردم ما در کابل از دیر زمان آمده بود جا گرفته بود، وقتی که دولت مارکسیسم سقوط کرد، مردم ما در اینجا مسلح شد، مناطق زیادی را در دست گرفت، این خلاف انتظار همه بود، فکر نمی کردند که این مسأله با این شکلی دربیاید. لهذا تصمیم گرفتند بر این مسأله که باید اینها را برداریم و سلاح شان را بگیریم و اینها دیگر این هویت را نداشته باشند. دو سال و هشت ماه با شما جنگیدند. من برای شما این مسأله را اطمینان می دهم در اینجا که اگر شما مردم مصمم باشید بر اینکه سرنوشت تان را خودتان تعیین بکنید، و از خدا نگردید و توجه به خدا داشته باشید هیچ کس توان این مسأله را ندارد که بدون شما سرنوشت شما تعیین شود و حق شما به شما نرسد و کس سلاح شما را بگیرد(تکبیرحضار) برای اینکه این مسأله تجربه شده، یعنی در جنگ اول، دوم، سوم، تا چهارم را هیچ جریانی در افغانستان وجود نداشت که با ما و شما جنگ نکرده باشد، بعد سنگرهای ما و شما هم در همین غرب کابل خانه به خانه بود، ولی وقتی شما خواستید خدا شما را یاری کرد و همه مناطق پاک شد و از قندهار، از هرات، از تخار، از بدخشان، از هلمند از همه جا آمدند مرده بردند. این تجربه شده است. ولی ما در اینجا برای شما می گوییم که به زور نمی تواند کسی این کار را بکند، اگر کسی بیاید خیانت بکند، خائن شود از مردم ما، امکان دارد تاریخ تکرار شود، هیچ بحث ندارد، شما می دانید در افشار خیانت شد، ضربه دیدیم، شما می دانید در 23 سنبله توطئه بود، ضربه دیدیم و الا یک وجب سنگر شما را و مردم ما را کسی نمی تواند به زور بگیرد. لهذا این مسأله است که ما طرفدار جنگ نیستیم، از اول نبودیم از اول آمدیم اینها دولت تشکیل دادند، در پیشاور گفتند گپ شیعه ها و هزاره ها بعد می زنیم. ما در اینطرف پلچرخی در ریاست هفت موقعیت داشتیم. اگر ما می خواستیم جنگ کنیم، همانجا آقای صبغت الله مجددی را وارد شدن نمی گذاشتیم. ولی اینکه ما آمدیم در اینجا استقبال هم کردیم حکومتی را که ما را شریک هم نکرده بود و گفته بود حرفش را بعد می زنیم. طرفدار جنگ نبودیم وارد مذاکره شدیم با صبغت الله مجددی به توافق رسیدیم. هنوز اعلان نشده بود که اتحاد جنگ را علیه ما شروع کرد، روی این مسأله است که ما طرفدار جنگ نیستیم. ولی حقوق برای مردم خود می خواهیم هر کسی که بیاید این حقوق را که حق مسلم مردم ما است که در تصمیم گیری مملکت شریک باشیم و یک چهارم برای ما سهم بدهد، عاشق قیافه هیچکس نیستیم. با آنان مذاکره می کنیم و مسایل را حل می کنیم(تکبیرحضار) لهذا ما با طلبا(طالبان) نفر فرستادیم که مذاکره کند، آقای ربانی پیش من نفر فرستاده بود که طلبا(طالبان) همه را تهدید می کند. اختلافات خود را کنار بگذاریم دفاع مشترک داشته باشیم ما گفتیم حرف نداریم. حالا هم برای شما می گویم که شما دو چیز را اینجا مد نظر بگیرید. یکی توجه به خدا داشته باشید، که خدا از همه قوی است. هیچکس در مقابل قدرت او قدرت نیست. این یک مسأله است.
یک مسأله هم در اینست که پیر، جوان، مرد، زن، کوچک، بزرگ متوجه باشید که در بین شما کسی خیانت نکند. اگر خائنی می آید٬ تبلیغ می کند٬ خلاف منافع شما ایجاد وحشت می کند، ایجاد تشویش می کند، باید دستگیر بکنید و بیاورید که جزا بدهیم. این مسأله است که اگر در این دو تا مسأله توجه نکنید یکبار دیگر تاریخ تکرار می شود و باز اگر از این شانس گذشت، محروم شدید، صد سال دیگر وقت ضرورت دارد که شما در این موقعیت، بیایید. متوجه این مسأله باشید. روی این مسأله است که ما الان خط دفاعی کامل تشکیل دادیم، هزار نفر، بیشتر از هزار از جنبش که در آن طرف بود، این نیرو را منتقل کردیم دیشب در اینجا، چون آقای حکمتیار خبر دادند که ما نیروهای خود را می کشیم. این قدر که دیگران نظاره کرده یک مقدار ما هم نظاره می کنیم، ببینیم چه قدر می توانند دفاع بکنند از خود شان. بلافاصله نیروهای جنبش را آوردیم اینجا جا دادیم خط اول گذرگاه تا آنطرف هتل «زلمی» خط دفاعی تشکیل داده شده، این طرف هم قلعه قاضی همینطور طرف کوه قوریغ خط دفاعی کاملاً تشکیل شده. هیچ تشویش نداشته باشید، مطمئن باشید اگر آمدند مذاکره کرد طلبا(طالبان) مذاکره را قبول کرد، حق داد برای مردم ما ما جنگ نداریم. وقتی هم که حق مردم ما در این مملکت تامین شود به سرنوشت خود شریک باشیم هیچ سلاح کار نداریم. ولی اگر کسی بیاید به ما حق ندهد و سرنوشت ما معلوم نباشد. این سلاح را به عنوان ناموس شیعه و هزاره است و کسی این سلاح را زمین نمی گذارد و به کسی هم تحویل نمی دهد. (تکبیرحضار) با شورای نظار هم جلسه داریم. ارتباط دارد که آتش بس شود، چند بار مکرر گفته، چون خود از آنها هم با طلبا در چهار آسیاب درگیر شدند، بین شان نفر کشته شده، و طلبا طلب داردند که مناطق حزب را به ما تسلیم بکنند بعداً با دولت گپ می زنیم، و اینها مقاومت کرده، دو بار تا به حال هیأت فرستاده، هیأت هایشان نتیجه نداده. روی این مسأله در این طرف هم تماس دارد. در ظاهر می گوید هیچ جنگ نداریم با شما، شما رعایت بکنید، شما می دانید که اینها توطئه زیاد کردند، دسیسه زیاد کرده. از این جهت باید مواظب بود. اما امروز چرا آمدیم شما را در وقت روزه مزاحم شدم و خواستم با شما صحبت بکنم، برای اینکه شایعه پخش شده بود که آقای حکمتیار نیروهای خود را کشیده، تبلیغات می کنند در بازار، در آنطرف، ایادی خود را در اینجا فرستاده که ما هم از بین شما فرار کردیم و در بین شما نیستیم از این جهت برای شما تشویش پیش آمده بود، خواستم که با شما صحبت بکنم و این تشویش را رفع بکنم. برای شما من اینجا می گویم که، من هیچ منافعی غیر از منافع شما ندارم. اگر من می خواستم روی منافع شخصی خود فکر می کردم، در این دو سال و هشت ما هم در کنار شما نمی نشستم.(تکبیر حضار) و این را هم برای شما اطمینان می دهم که کمک و یاری از خداست. به امید شما و رحمت الهی. از خدا هیچ وقت نخواستیم که من بدون شما در جایی بروم، شما را در معرکه بگذارم و خودم جان خود را نجات بدهم، نه این را از خدا نخواستیم.(تکبیر حضار) خواستیم که در کنار شما خونم اینجا بریزد؛ در بین شما کشته شوم؛(تکبیر حضار) و در خارج از کنار شما هیچ زندگی برایم ارزشی ندارد.
و این ها که در آن طرف (تایمنی) تبلیغ می کنند، خیال خود شان کردند که فرار کردند و رفتند در آنجا گفتند که خانه این دولت آباد که ما را در اینجا پناه داد اگر نه کجا می شدیم(خنده حضار) آنها برای خود شان است. و شما مطمئن باشید ما اینجا هستیم در کنار شما و از خدا خواستیم که در زندگی خود حقوق شما را هم از همه بگیرم. آن روزی که حقوق را گرفتم، آن روز از خدا می خواهم که برای ما توفیق بدهد، توفیق شهادت را که در بین شما شهید بشوم(تکبیر حضار) لهذا ماه رمضان است، وقت هم ناوقت شده و از اینکه شما را مزاحم شدم، در این وقت زحمت دادم می بخشید، و این ماه، ماه خداست. و ماه رحمت است و ماهی است که همه بندگانش را خدا به مهمانی دعوت کرده و ماه اجابت دعا است، ما از شما تقاضا می کنم که در مسجدها، شب ها جمع شوید، احیاء بدارید، و دعا بکنیم که خدا شما را یاری بکند و این ذلت گذشته سر شما تکرار نشود.
روی این مسأله است که شما همین طور که در قبل، سنگر ها را کمک می کردید، نظامی ها را کمک می کردید، می رسیدید، الان هم از شما تقاضا می کنیم که سنگرها را مواظبت بکنید، کمک بکنید، حتی الامکان آنچه در توان شما است کمک بکنید. بچه ها را تشویق بکنید و خائنین را، اگر کسی اینجا می آید تبلیغ سوء می کند، چیزی دارد، بلافاصله در کمیته امنیت حزب وحدت خبر دهید و دستگیر بکنید که تاریخ سر ما و شما تکرار نشود. و با تمام توان برای رفاه شما، برای امنیت شما، برای حق شما در تلاش هستیم(تکبیر حضار) چه از راه مذاکره باشد، مفاهمه باشد، خارج و داخل اقدام کردیم چه هم از راه دفاع
| لینک | شنبه ۱۳۸٦/۱٢/۱۸ - مهاجر افغانی |
کریم خرم و اشاعه فرهنگ عجیب و غریب
روزهای گذشته اعلام گردید که بصیر بابی،خبرنگار سابقه دار تلویزیون ملی به جرم استفاده کلمات دانشگاه و دانشکده دریکی از گزارشهای خویش( که بحکم وزیرفرهنگ، باید( پشتو) نوشته میشد) مکافات دیده و بابی از وظیفه اش انفصال یافته وذبیح الله فطرت رییس تلویزیون محلی بلخ نیز مجبور به پرداخت جریمه نقدی گردیده و تهدیدنامه (وارنینگ پیپر) دریافت داشته اند.وبنا به گفته کریم خرم وزیر باستانی کشور،استفاده از کلمات فارسی یک اقدام ضد اسلامیست!جناب کریم خرم وزیراشترخوی فرهنگ کشور که از اهلی شدنش دیری نمیگذرد این نخستین شهکاریش نمیباشد .قبل ازین نیز این مجهول الهویه کوچی درکنارافغان ملتی های فاشیست (غرزی خواخوژی" معاون شهرداری".فاروق وردک"مشاورریس جمهوری". اسماعیل یون"مشاور کرزی".اشرف غنی احمدزی"رییس دانشگاه کابل".احدی"وزیر مالیه ".اسدالله خالد"والی قندهار".عبدالجبار نعیمی"والی میدان".اکبر اکبر"کوچی زاده که چند روزی وزیر مهاجرین بود".داکتر عبدالله"وزیر مترود خارجه" و دیگرهای دیگر :
1 _ تعدادی زیادی از سیه مغزان را در وزارت معارف جا سازی نموده اند تا درنصاب
تعلیمی کشور فارسی زدایی نمایند.
2 _ ازتذ کره یا کارت هویت جملات فارسی را زدوده و بجایش ازلغات پشتواستفاده
نموده و ملیت همه راافغان گذاشته اند.
3 _ نام نگارستان ملی را به (گالری ملی!) تبدیل نموده اند.همانگونه که اسم سبزواررابه
شیندند،سفیدکوه را به سپین غر،قرغان تپه را به تورغندی و و و تبدیل نمودند.
4 _ اغلب فرمه ها ومدارک دولتی را از فارسی به پشتو تبدیل نموده اند.
5 _ لوح سر دروازه وزارت فرهنگ را به پشتو تبدیل نموده اند .
6 _ برای کسی که اسناد دواخانه میگیرند مجوز نمیدهند مگر اینکه بنویسند (درملتون!)
7 _ شبکه های خصوصی رادیو و تلویزیون (بخصوص تلویزیون طلوع)هر از چند
گاهی زیر فشار قرار میگیرند تا از برنامه های فارسی بکاهند .
8 _ بدون استثنا تحت فشار قرار دادن همه نشریات چاپ کابل.وموارد بسیاری ازین
قبیل .
9 _ سرود ملی! را اکراها به پشتو اجرا کردند.
10 _ بانک نوت های کشوررا با پشتو چاپ کردند.
درحالیکه گویش فارسی مورد استعمال قریب به 88%مردم ماست .اما کسی پشتو را نه انکار میکند نه مخل فرهنگ خویش میداند بلکه پشتو نیز بعنوان یکی از زبانهای رایج کشوردر کنار فارسی مورد استعمال بعضی ازمناطق بوده و مورد احترام همه مردم است یعنی بود!.ودر مناطق جنوب وشرق کشور تعدادی با این زبان تکلم مینمایند.ولی یک تعداد بی تذکره هویت باخته با این درک که پشتو بسوی انقراض سیرنزولی را میپیماید . بجای تلاش برای حیات مجدد پشتواین تدبیررا در انسداد استفاده زبان فارسی توسط مردم میدانند .
زبان فارسی که از عمر وچلش چندین هزارساله میان اقوام مختلف از شبه قاره هند تا جلگه های شرق اروپابرخوردار میباشد، آیا ممکن خواهد بود که با تقابل با یک زبان نوظهور(پشتو) که طی قرن حاضر از سانسکریت مشتق گردیده و تا همین اواخر بعنوان کد جاسوسی انگلیس در جنگها مورد استفاده بودبه نابودی کشانیده شود ؟
باید گفت که افغان ملتی ها راهی را که میروند سخت در اشتباه اند .این عمل تعصبزای آنان باعث میگردد تابه انزوای این زبان بیشتر بیانجامد ، تا انقراض زبان پشتو را زود تراز موعد به ثمر رسانند.زبانی که میان اقوام غیر پشتون یک گویش نا مانوس میباشد .زبانی که در حال حاضرحتی میان پشتونها دارداعتماد واعتبار خویش را میبازد.زبانیکه حتی نسل جدید
پشتونها رغبت به گویش ان ندارند .زبانیکه درمیان بومیان پشتون از چلند ناکافی برخوردار است ،آیا این توانایی را خواهد داشت که بتواند از اقتدار زبان فارسی بکاهد؟
درین جا باید پرسید که :
چه کسی سرود ی را ملی میداند که معنی آن را نداند ؟ چه کسی خودرا افغان خواهد خواند درحالیکه این پیوند نامیمون قرنها باعث سرفگندگی آنان بوده است؟ کدام منطق خرد میپذیرد که (گالری رابجای نگارستان ) که یک واژه ناب فارسی میباشد قبول نماید؟ کدام اسلام فارسی گفتن را کفر میداند؟دینی که زبان و فرهنگ مارا کفر بشمارد چه بدرد ما میخورد ؟
آیا بهتر نخواهد بود که این نوابغ بیخرد راه درست را برای انچه که اعتلای فرهنگ شان میدانند در پیش بگیرند؟
آیا بهتر نخواهد بود که اقلا پارلمان ازین تهی مغزان استیضاح نمایند که چرا (گالری)را که یک کلمه غربی میباشد بجای نگارخانه فارسی جایگزین نموده است .
نقل قول از وبلاگ http://www.suhaila.blogfa.com
| لینک | چهارشنبه ۱۳۸٦/۱٢/۱ - مهاجر افغانی |
مهاجرين افغاني متجاوز
شنیدی چند تا افغانی با زور به یه دختره تجاوز کردن؟
_ از وقتی این فیلمه پخش شده مردم تهران چند تا افغانی رو گرفتن و کتک زدن!
_ اون فیلمه رو داری که به زور به دختره تجاوز میکنن؟
_ فیلم افغانیا و دختره رو داری برام بلوتوث کنی؟
_ اون روز دیدی خبر بیست و سی گفت نزن آقا نزن! افغانی نیست؟
این جملات رو احتمالا در این چند روزه به گوشتان رسيده است ! اتفاق بدی افتاده و پیامدهای بدی هم در پیش خواهد داشت دقت کنید به این جملات:
_ انتشار فيلم تجاوز 6افغاني به دختر ايراني
_ دستگیری جنایتکاران افغانی متجاوز به دختر دانش آموز ایرانی
_ مردم ورامین و سایر مناطق تهران چندین افغانی را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
_ اهمال در نظارت مهاجرين افغاني
_ چرا مهاجرين افغاني اخراج نمي شوند ؟
_ باز هم مهاجرين افغاني جنايتي ديگر رقم زدند !
_ مردم میخواهند: اخراج افغانی های کثیف از ایران!
در پی تجاوز وحشیانه 6 افغانی به یك دختر جوان ایرانی و بی توجهی مسئولین . با هماهنگی چند دانشگاه كشور' روز 15 بهمن تجمع و تظاهرات اعتراض آمیزی مقابل سفارت افغانستان راس ساعت 10 صبح برگزار میگردد. از زن و مرد ایرانی' از كوچك و بزرگ ' از همه جای ایران تقاضامندیم در این تظاهرات شركت كنید اگر ایرانی هستید و غیرت داری .
دوست
دارم شماي ايراني به اين سوالم جواب دهيد كه در برابر تجاوزهای وحشیانه ای
که هر از چند گاهی خود ایرانی ها به دختران ایرانی می کنن، کجا تحصن می
کنید؟
نوشته
دعوت به تجمع مربوط به يك دانشجو بود كه در يكي از سايتهاي ايراني خواندم
نمي دانم ظاهرا بعضي نه حاضرند قانون را بشناسند ونه مجري قانون را و نه
آن را قبول مي كنند و نه اهل عقل و منطق هستند . نيروي انتظامي با دلايل و
اسناد ثابت كرد كه اين 6 نفر از خود شماست ولي باز هم مي گويند نه افغاني
است . اگر مدتي از اين واقعه مي گذرد و حتي متجاوزين دستگير و اعدام هم
شدند ولي عنادي كه بعضي از ايراني ها نسبت به مهاجرين افغاني ندارند تمام
شدني نيست و عليرغم تكذيب افغاني بودن متجاوزين هنوز بعضي ها از قبيل همين
دانشجو اصرار دارند كه بايد مهاجرين افغاني را محاكمه كرد
هفته هاي گذشته فيلم نود ثانيه اي تجاوز شش مرد به يك دختر ايراني در منطقه ي قرچك – ورامين در مناطق نزديك به شهر تهران مركز كشور ايران منتشر شده كه موجب خشم مردم در ايران و ضرب و شتم و قتل چندين افغان شده است.
گفته مي شود در اين فيلم دختر 18 ساله ي ايراني با چشمان اشك آلود از متجاوزين تقاضا ميكند تا از تجاوز به او خودداري كنند.
پس از پخش اين فيلم بلافاصله توسط روزنامه ها و نشريات ايراني و در راس آنها روزنامه فاشيست و نژاد پرست جام جم كه طبق رويه خود مشغول سم پراكني در مورد مهاجرين افغاني و انتساب جنايات و افتضاحات جنايتكاران و اراذل ايراني خود كه ناشناخته مي مانند به مهاجرين افغاني هستند شايعاتي در ايران پخش شد كه تجاوزگران افغانهاي مهاجر در ايران بوده اند.
خبرگزاري هاي ايراني گزارش دادند:" طي روزهاي گذشته درپي انتشار فيلم اين جنايت و خبر آن در ورامين و بخشهاي از آن ، برخي شهروندان تهراني اقدام به ضرب و شتم اتباع افغان در اين مناطق كردند ."
برخي از خبرگزاري هاي ايراني كه در اين مورد روزنامه جام جم سكوت را ترجيح داد از بروز ناآراميها در منطقه ي ورامين در تهران خبر داده و گفتهاند: "كه بسياري از افغانها از سوي مردم لت و كوب شده اند
اما مسوولين منطقه ي قرچك – ورامين تهران دست داشتن مهاجرين افغان در اين جنايت را بكلي رد كرده اند.
مسوولين سفارت افغانستان در ايران نيز اين جريان را يك دروغ محض عنوان كردند.
سيد عبدالغفار مودودي مسوول بخش قنسلي سفارت افغانستان در ايران گفته است:" كه اين يك اتهام است " و آن را يك دروغ محض عنوان كرد.
روزنامه ي ايراني "ابتكار" در شماره 1049 خود روز شنبه به نقل از عين الله تاجيك فرمانده منطقهي قرچك در اين باره نوشت: "انتشار خبر مربوط به تجاوز 7 تبعه افغان به يك دختر ايراني در شهر قرچك كه در روزهاي اخير فيلم آن از طريق تلفنهاي همراه بين شهروندان وراميني بلوتوت شده است ، صحت ندارد." مسوولين منطقه گفته اند:"با دريافت اين خبر، كمسيوني در منطقه با مشاركت نيروي پوليس و دستگاه قضايي تشكيل و علل انتشار اين شايعه بررسي شده است و بررسي ها نشان داده است كه اين واقعه در مناطق مربوط به خراسان شمالي در شرق ايران منتشر شده و عاملين آن نيز دستگير شدند." در حاليكه مسوولين حكومتي در ايران خبر دست داشتن مهاجرين افغان در اين جنايت را بكلي رد مي كنند برخي از روزنامه هاي ايراني با پخش گزارشاتي آن را به افغانها نسبت داده و از آن به عنوان ترفندي براي برانگيختاندن احساسات مردم عليه ي افغانها استفاده مي كنند.
روزنامه ي جام جم ايران روز يكشنبه با نوشتن گزارشي تحت عنوان "ضجه هاي دختر دانش آموز" آن را به راحتي به مهاجرين افغاني نسبت داد.
اين روزنامه در همين شماره ي خود نوشته اي را از فخرالدين جعفرزاده معاون دادستان و سرپرست دادسراي جنايي تهران كه مترصد فرصتي براي كوباندن مهاجرين و پنهان كردن سهل انگاري و بي مديريتي مرزداران خود هست تحت عنوان "مهاجران بي نام و نشان مترصد ارتكاب جرايم" منتشر كرده است . فيلمي كه اكنون هزاران نسخه از آن در تلفن هاي همراه و در قالب بلوتوث رد و بدل مي شود و هر كسي با مشاهده آن بشدت تحت تاثير قرار مي گيرد به خاطر اهمال و عدم نظارت بر مهاجرين افغاني است . اگر چه بر اين عقيده ام كه بايد موضوع از سوي كارشناسان به صورت ريشه اي تحليل و ارزيابي و راهكارها و آموزش هاي مناسب به مردم ارايه شود، اما نبايد فراموش كرد، بي توجهي به مهاجرتهاي غيرقانوني از سوي باندهاي قاچاق انسان كه عمدتا در شرق كشور فعاليت گسترده اي دارند، حتا اگر اين ميهمانان ناخوانده ، جرمي هم مرتكب نشوند، حداقل فرآيند اين مهاجرت هاي بي رويه ، تقابل فرهنگ ها و تحت الشعاع قرار گرفتن ارزشها و عرف جامعه است.
شايعات اخير قرچك از مناطق مربوط به ورامين در جنوب تهران و اقدام قبيح و بسيار زشت بعضي از نشريات ايران و در راس آن روزنامه جام جم يادآور فاجعه ي چند سال پيش شد كه معروف به ماجراي خفاش شب است .چند سال پيش مردي از اهالي قوچان يكي از مناطق خراسان ايران پس از تجاوز و به قتل رساندن چندين زن در تهران، بازداشت شد و در بازجويي ها گفته بود كه من افغان هستم. افغان گفتن او همان و با هدايت و پوشش تبليغاتي روزنامه هاي ايران، قتل، غارت و تجاوز به آوارگان افغان نسبت داده شد و بسياري از افغانها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در آن زمان روزنامه ايران كه قبل اكنون رويه آنان را روزنامه جام جم ادامه مي دهد به
نقل از سردار ابوالفتحي فرمانده وقت نيروي انتظامي تهران بزرگ نوشت كه
قاتل ده زن ايراني از مهاجرين افغاني بوده است اما اين خبر علي رغم عدم
صحت آن بعد از 1 هفته تكذيب شد كه متاسفانه مثل اين مورد روزنامه ايران
هيچگاه عذر نخواست و هيچگاه هم تكذيبيه را چاپ نكرد و به سكوت رذيلانه خود
ادامه داد .
با تكيه به گفته ي فرماندار و مسوول منطقه ي قرچك ورامين كه ميگويد ، نتيجه ي كمسيون آنان از بي گناهي افغانها در اين ماجرا خبر مي دهد ، اين چندمين باريست كه افغانها به جرم "اعمالي كه مرتكب نشدهاند" مورد اهانت و حتا ضرب و شتم قرار ميگيرند. با اين حال اين فيلم نشان ميدهد شش نفر به دختري تجاوز ميكنند و عده اي ا ز مثلا غيرتمندان ايران ( كه البته مطمئن باشيد از سر غيرت دست به اينكار نمي زنند ) ميگويند مردان متجاوز مهاجرافغاني هستند و به دختر ايراني كه اهل قرچك است تعرض نموده اند . به همين علت مردم خشمگين شده و به افغانها حمله ميكنند ، زن و مرد ، پير و جوان نميشناسند هرافغاني را كه ببينند مورد حمله قرار ميدهند و تعدادزيادي را هم با چاقو زده اند و به راحتي اموال آنها را به غارت مي برند . اين در حاليست كه بخشداري و نيروي انتظامي قرچك گفته اند متجاوزين از همين مردم ايراني هستند
البته بايد متذكر شد اغلب كساني كه با داعيه غيرت بر مهاجرين بي گناه افغاني حمله ور مي شوند خود كساني هستند سابقه دار كه فقط به خاطر حسادت و ذات نژاد پرستي كه در آنها وجود داردآنها را لت و كوب مي كنند و گرنه يك انسان غيور در اين كشور ، خود مي داند چگونه حق را به حق دار برساند و خود را تابع قوانين و شرع كشور مي داند
و اما خبرهايي هم بخوانيد از همين تجاوزات و بلوتوث كردن ها كه من نمي دانم همين كساني كه ادعاي غيرت مداري دارند چرا به سراغ آنها نمي روند؟
تجاوز ده جوان قمي به يك دختر
16 ساله افغاني و به قتل رساندن و سوزاندن جسد وي در شهر قم كه البته
بازهم به دروغ در اين سايت زن 25 ساله ذكر شده است
http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/Article.aspx?AID=3821#19347
تجاوز جمعی اشرار ايراني به زوج جوان در ماهان كرمان
تجاوز جمعي از اشرار ايراني به يك دختر در تهران
تجاوز به يك دختر در هتلي در اصفهان
تجاوز 5 جوان ايراني به يك دختر
تجاوز دو ايراني به يك دختر 15 ساله افغاني
تجاوز سه مامور نيروي انتظامي ايران به يك دختر
تجاوز 5 جوان ايراني به معلم خود
و دهها مورد ديگر كه فقط كافي است با يك جستجوي كوچك در سايت هاي جستجوگر صدها مورد از اين اخبار را ببينيد و بخوانيد
اجازه دهيد در آخر يك نوشته از طرف يكي از برادران ايراني كه خود او نيز از برخورد بعضي از ايراني ها بالاخص اراذل و اوباش ايراني با مهاجرين افغاني و اشاعه اينگونه خبرهاي بي ريشه ابراز ناراحتي كرده است را با هم بخوانيم .
- شنیدی چند تا افغانی با زور به یه دختره تجاوز کردن؟
_ از وقتی این فیلمه پخش شده مردم تهران چند تا افغانی رو گرفتن و کتک زدن!
_ اون فیلمه رو داری که به زور به دختره تجاوز میکنن؟
_ فیلم افغانیا و دختره رو داری برام بلوتوث کنی؟
_ اون روز دیدی بیست و سی گفت نزن آقا نزن! افغانی نیست؟
این جملات رو احتمالا در این چند روزه به گوشتان رسيده است ! اتفاق بدی افتاده و پیامدهای بدی هم در پیش خواهد داشت دقت کنید به این جملات:
_ انتشار فيلم تجاوز 6افغاني به دختر ايراني
_ دستگیری جنایتکاران افغانی متجاوز به دختر دانش آموز ایرانی
_ مردم ورامین و سایر مناطق تهران چندین افغانی را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
_ اهمال در نظارت مهاجرين افغاني
_ چرا مهاجرين افغاني اخراج نمي شوند ؟
_ باز هم مهاجرين افغاني جنايتي ديگر رقم زدند !
_ مردم میخواهند: اخراج افغانی های کثیف از ایران!
اين
موارد فقط چند تيتر از صدها تیتر خبرگزاری های ایرانی بودند که این موضوع
را تحت پوشش خبري خود قرار دادند . در این که این چند حيوان افرادی کثیف هستند شکی نیست، اما....... اجازه دهيد به نوعي ديگر به اين قضيه نگاه كنيم :
فکر کنید يك روز دارید مشغول پرسه زدن در سایتهای فارسی زبان مثلا تاجیکستان هستيد ناگهان به يك خبر
برخورد میکنید که درباره تجاوز چند تا ایرانی به یك دختر 18 ساله تاجیک مي
باشد . برايتان جالب خواهد بود كه پيگير اين خبر باشد و براي همين بر روي
خبر کلیک میکنید(تا صفحه لوود شود چند فحش نثار آنها مي كنيد
و آرزو مي كنيد كه با دستان خود اين متجاوزين را خفه كنيد ). اما وقتي
صفحه را كامل باز مي كنيد می بینید ، خبرگزاری که از خبرگزاری های مهم تاجیکستان مي باشد اينگونه تيتر زده است :«مهاجرين ايراني کثیف ........ اين
حیوانات وحشی اهل ایران از کار خود فیلم هم تهیه کرده اند. لازم به ذکر
است مردم شهر دوشنبه در روزهای گذشته بعد از دیدن این فیلم چندین ایرانی
را در سراسر شهر مورد ضرب و شتم قرار داده و از دولت تاجیکستان درخواست
کرده اند تا ایرانیان را از این کشور اخراج کنند.» و اما خیلی ناراحت شدید که چرا ایرانی ها را کثیف خطاب کردن و چرا تاجیکیها ايراني ها ي بي گناه مقيم تاجيكستان را مورد ضرب و شتم قرار مي دهند و خواستار اخراج آنها مي شوند .
آره
منم میگم کار اون چند نفر وحشیانه بوده و باید به مجازات برسن. اما میگم
کار ما هم درست نبوده. بعضی از خبرگزاریها جوری خبر رو گزارش دادند و تیتر
زدند که ملیت اون چند نفر مهم تر از کار اونا جلوه داده شده. حالا اون
هیچی رفتار مردم خیلی عجیبه! من خودم کتک زدن افغانی ها رو تو این چند
روزه دیدم.
همین
دیروز بود که تو خیابون ما چند نفر آدم بی سر و پا که از هزار کثافت
کاریشون خبر دارم یه پسر بچه افغانی حدود 15 ساله رو به شدت کتک میزدند.
پسرک معصوم هاج و واج میگفت آخه چرا میزنید؟ یکیشون داد زد: " آخه .....
اومدین اینجا ناموس ما رو هم به زور.... ؟" بعد که پسره فرار کرد همشون با
یه احساس پیروزی متفرق شدند. به خدا کار اینا هم دست کمی از کار اون هفت
نفر نداشت. این بیچاره ها که خونه های خودشون رو رها کردند و اومدن تا با
سخت ترین کارها پولی کسب کنند و خرج زندگی زن و بچه هاشون کنند.
اینقدر
منت سر افغانیها نگذاریم که اومدن و کارهای کشورمون رو گرفتن! کدوم کار؟
چند تا از جوونای با کلاس و خوش تیپ ایرانی حاضرن برن چاه بکنن و کارهای
سخت رو با کمترین حقوق(روزی 7 هزار تومان) کنند؟ جز اینه که هر کسی که
بخواد کارگر بگیره از افغانی ها استفاده میکنه؟ چند تا افغان هستن که کاری
آبرومند تو ایران دارند؟ چند تا از این بچه های افغانی تو ایران دارن
تحصیل میکنن؟ همین تعداد هم با پرداخت مبالغ زیاد تو مدارس پذیرش میشن.
چقدر احترام دیدن؟ جز اینه که ما همیشه به اونا به چشم موجوداتی کمتر از
خودمون نگاه کردیم؟ چرا باید همیشه انتظار احترام داشته باشیم و احترام
نگذاریم؟ آیا افغانیها( کسانی که در مرزبندی به نام افغانستان به دنیا
آمده اند) انسان نیستند؟
یه
کمی بیشتر فکر کنیم و احساسات رو کنار بگذاریم و توجه کنیم که این اتفاق
هر روز تو این شهر میافته. حتی اگر به فیلم ها استناد کنید تا حالا چندین
مورد از این فیلمها و تجاوز ها از طرف خود ما ایرانیا پخش شده. یکی از این
فیلم ها هم برای افغانیها بود. یا نه یه نگاه به آرشیو حوادث خبرگزاریها
بزنید تا چندین مورد تجاوز حتی وحشیانه تر از این هم ببینید تا متوجه بشید
تا حالا خواب بودیم! خدا رو شکر حالا بیدار شدیم. به جای کتک زدن بی دلیل
افراد بی گناه، از پلیس بی لیاقت بخواهیم تا این چند نفر رو مجازات کنه و
به جای گیر دادن به لباس مردم کمی هم به فکر امنیت مردم باشه.
| لینک | جمعه ۱۳۸٦/۱۱/٥ - مهاجر افغانی |
قمه زني و تيغ زني در افغانستان
اتَّقُوا
اللَّهَ وَ كُونُوا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا شَيْناً جَرُّوا إِلَيْنَا كُلَّ
مَوَدَّةٍ وَ ادْفَعُوا عَنَّا كُلَّ قَبِيحٍ.
امام
حسن عسگري (عليهالسلام) فرمود: از خدا بپرهيزيد و زينت ما باشيد؛ نه مايه ننگ ما.
با رفتار خود همة محبتها را به سوي ما جلب کنيد و [با رفتار مناسب خود] هر [نسبت]
ناروايي را از ما دور کنيد. بحارالأنوار، ج 75، ص 372



آنچه
ائمه هدي(عليهمالسلام) از محبين و شيعيان خود انتظار دارند، هدايت همة ارادتها و
دوستيها به سوي آنها و دفع هر قبيحي از ساحت قدسي آن انوار تابناک الهي است.
ارادت
قلبي و ابراز احساسات خالصانه دوستداران اهلبيت (عليهمالسلام) به محضر آن
بزرگواران در طول قرون و اعصار، موجب شده جهانيان رفتار و منش ما را وسيلة شناخت
بزرگان دينمان بدانند. از اين روست که دشمنان مکتب اهل بيت نيز مترصد به دست
آوردن نمونههايي از رفتارهاي ما هستند که بتوانند با عرضة آن به افکار عمومي
دنيا، نفرت و انزجار عمومي را بر ضد الگوهاي ديني ما(عليهم صلواتالله) برانگيزند.
لذاست که مي بينيم اکثر پايگاههاي اينترنتي و شبکههاي تبليغاتي استکباري از
تصاوير شيعياني که با رفتارهايي مثل قمهزني، چهار دست و پا رفتن و... قصد عرض
ارادت به امام حسين(عليهالسلام) را داشته اند، سوءاستفاده و شيعيان را انسانهايي
متوحش، غيرمنطقي و خشونتطلب معرفي کنند و جنايات خود را در کشورهاي شيعي تلاش
براي کنترل و نظمبخشي جامعهاي غيرمتمدن و بدوي نشان ميدهند.
از سوي
ديگر، سايتهاي تبليغي مسيحيت و وهابيت با ارائة اين تصاوير، ذهن مخاطب را از فرصت
فکر کردن به پذيرش مذهب متعالي و مترقي تشيع دور نگه ميدارند . ماه محرم و مراسم عزاداری ابا عبدالله
الحسین علیه السلام که می
تواند نمادی از شکوه و عظمت محبان اهل بیت علیهم السلام باشد، با ندانم کاری ها و خرافه گرایی های برخی
عزاداران، تبدیل به مستمسکی برای
توهین و تمسخر شیعیان می شود.
اين
گونه اعمال ، در قول ائمه(علیهم السلام) و فعل انها هيچ تاييدي بر آن يافت نمي شود و
موجب وهن شيعه شده است، موجب اشمئزاز عقلا مي شود، از نظر عرف عقلا عزاداري
محسوب نمي شود٬ باعث تشديد اختلاف بين مسلمين و تضعيف اقليت شيعه در جهان مي شود، خرافي است و از مسيحيان
قفقاز و ايتاليا امده
است؛ مال شيعه نيست و در زمان صفويه يا قاجاريه توسط افراطيون باب شده است، سفارت خانه
هاي انگليس و ساير بيگانگان در عراق و هند اسلامي و ايران به هيئت های قمه زن کمک مي کردند تا حتي در سفارت
انگليس قمه بزنند و
بهانه به دست دشمن بدهند دوستي كه با مسائل كشور شوروي سابق و اين بخشي كه
شيعهنشين است ( جمهوري آذربايجان ) آشنا بود،
ميگفت: آن وقتي كه كمونيستها بر منطقه آذربايجان
شوروي سابق
مسلط شدند، همه آثار اسلامي را از آنجا محو كردند؛ مثلاً
مساجد را به
انبار تبديل كردند؛ سالنهاي ديني و حسينيهها را به چيزهاي
ديگري تبديل
كردند و هيچ نشانهايي از اسلام و دين و تشيع باقي نگذاشتند؛
فقط يك چيز
را اجازه دادند و آن «قمه زدن» بود! دستورالعمل رؤساي كمونيستي به زيردستان خودشان اين بود كه مسلمانان حق ندارند نماز
بخوانند؛ نماز جماعت برگزار كنند؛ قرآن
بخوانند؛ عزاداري كنند؛ هيچکار ديني نبايد بكنند؛
اما اجازه
دارند كه قمه بزنند! چرا؟ چون خود قمه زدن، براي آنها يك
وسيله تبليغ بر ضد دين و بر ضد تشيع بود! بنابراين، گاهي دشمن از
بعضي چيزها اينگونه عليه دين استفاده ميکند. هرجا خرافات به ميان بيايد، دينِ
خالص بدنام خواهد شد.
به جاست كه
شيعيان افغانستان نيز از اينگونه اعمال دوري كنند كه هم موجب وهن دين است و هم
باعث قتل عام و تحت فشار قرار گرفتن شيعيان توسط افراطيون مذهبي ( وهابي ها ) مي
شود .
متاسفانه
به جرات مي توان گفت مهاجرت ها، سبب اختلاط فرهنگ هاي خارجي با فرهنگ
افغاني شده است و فرهنگ عزاداري امام حسين (ع) نيز از اين قاعده مستثني نمانده است . مردم، در اين زمينه به تقليد ناشيانه كشانده شده اند . ازپاكستان و ايران سوغات هايي با خود به افغانستان آورده اند كه تاكنون كشور
ما به چشم خود نديده بود ؛ قمه زني و تيغ زني كه قبلا مورد ملامت علماي ما قرار
داشت ، اكنون معمول شده است و مذهب و
مقدسات را به تحريف و تمسخر گرفته
است، در اين زمينه متاسفانه، علما هم باسكوت خويش ، بازار اينگونه
تحريفها و تمسخرهاي عامدانه يا جاهلانه را گرمتر نموده اند!!
به
هرحال، اگر علماي ما ازعوام زدگي بيرون
نيايند و وجدان ديني و مسئوليت ملي
و
شرعي خويش را در اين قبال، بازنيابند، يقينا سيلي از اينگونه انحرافات و منكرات، حريم مبارك مذهب و
مكتب حسيني را، سال به سال بيشتر در بر خواهد گرفت و در پيشگاه خدا و رسول الله (ص) و امام حسين (ع) و عاشورا و شهداي كربلا، شرمنده و خسر الدنيا والآخره
خواهد كرد! آري اگر علما از عوام زدگي بيرون نيايند و جرات جار زدن حقايق را نداشته باشند و از نان و مقام خود
بترسند و دين را فداي دنياي
خود كنند، بدون شك چنين خواهد شد ورفته رفته امام حسين (ع) با اين رفتار علماي ما
و خود ما شكست خواهد خورد و
سر انجام يزيد پيروز خواهدشد!
به عنوان مشتی
نمونه خروار، می توان به سایت عربی
"محیط" اشاره کرد که با چاپ عکسی از قمه زنی با تیتر درشت، در بخش
"ویژه" خود نوشته است:
"تعجب نکنید.... این عاشورا است
!" و ادامه داده
است: مشاهده تصاویری از انسان های خون آلود، خود زنی با استفاده از خنجر یا شمشیر و یا زنانی که برگونه های
خود سیلی می زنند یا خیابان های
مملو از خون در تلویزیون بسیاری را متعجب می کند. اما تعجب نکنید چرا که ما هم اکنون
در اوائل ماه محرم و برگزاری مراسم عاشورا هستیم . مراسمی که از کشوری به
کشور دیگر تفاوت می کنند.
اما نظراتی که مسلمانان اهل سنت عرب زبان درباره این عکس و قمه زنی در
زیر این خبر نوشته اند جالب توجه است و نشان می دهد معدود افرادی که اقدام به قمه زنی و زنجيرتيغ زني می کنند تا چه اندازه در وهن مذهب شیعه ،
موفق بوده اند! تعدادی
از این پیام ها را بخوانید:
* ابوبکر سلفی از
مصر - من خسته نباشید می گویم به
همه شیعیانی که به وسیله زنجیر و چاقو و حتی دمپایی خودزنی می کنند تا اینکه بتوانند طرح های
یهودی - صلیبی و مجوسی
ایرانی را با هدف تخریب چهره اسلام به نام دوستی آل بیت اجرا کنند.
من به همه این
افراد که مدعی اسلام و دوستی اهل بیت هستند می گویم که آیا شما سنت و رفتار صحیحی را در
برابر اهل بیت دارید ؟جواب نه است. آیا سنت و رفتار صحیحی از رسول خدا دارید؟ جواب نه است... از
نفاق این عده به خداوند
پناه می برم که این نفاق آنها مثل روز روشن است روزی که نه ابری است
ونه مه آلود است،
ای رافضی ها خود را ذلیل کنید خدواند می خواهد شما را قبل از روز قیامت ذلیل کند.
خدا را شکر که میان خبیث و انسان خوب تفاوت قائل می شود.
* مسلم از مصر - اسلام دین تسامح و تساهل
است و می بایست این شیعیان را به هدایت دعوت کنیم و باید بدانیم که این هدایت از طرف خداوند است و
خدا را شکر می کنیم به
خاطر این هدایت؛ اما شیعیان مردمی هستند که عقل های خود را از دست
داده اند و هنگامی
که عقل خود را از دست می دهند می توانی افرادی راببینی که گاو یا ... زن یا ... را
می پرستند. به شیعیان می گوییم که به کتاب خدا بازگردید.
* الرمیساء - سلام ، شیعه ها مسلمان نیستند...تنها می توان گفت که خداوند آنها
را به دین اسلام هدایت
کند. اما اگر شیعیان این اقدامات را برای رضایت حسین رضی الله عنه انجام می دهند وی از
این اقدامات شیعیان بری است.
*
عبدالجواد از لیبی - در حقیقت
برادران شیعه ما در حال حاضر مواضع اسلامی دارند که نشان دهنده غیرت آنها در باره دین
اسلامی است از آن جمله می توان به موضع امام خمینی دربرابر سلمان رشدی، شکست دشمن اسرائیلی به دست
حزب الله به رهبری برادر
سید حسن نصر الله و مواضع مقتدی صدر در برابر اشغال عراق توسط آمریکا
و دیگر مواضع
مناسب در دفاع از این دین است که این گونه اقدامات و موضع گیری را در میان برادران اهل
تسنن هم اکنون نمی بینیم.
اما این گونه مراسم ها به مناسبت عاشورا و به این صورت تنها به دشمنان خدا
و پیامبر او کمک می کند و توهینی به اسلام در مقابل کفار است.
* مسلم از سوریه- دین راستین با نزدیکی به
خدا محقق می شود نه با خون ریزی. اگر 10 نفر را اطعام دهند بهتر از آن است که خون
بسیاری را جاری کنند.
* محمد - برادران شیعه می بایست در
این رفتار خود تجدید نظر کنند که تنها توهین به اسلام را در پی دارد پیامبر می گوید از ما نیست
کسی که یقه خود را بدراند
و بر صورت خود بکوبد.
* یک سنی- چرا خودزنی می کنید و
ادعا می کنید که مسلمانید به خدا سوگند که شیعیان دوازده امامی مسلمان نیستند.
* مها از مصر- مناسب است که همه از
خدواند عزیز هدایت را برای همگان خواستار باشیم.
*
علا - چرا این
اقدامات را انجام می دهید خداوند می گوید که با دستانتان خود را به سوی نابودی نبرید. ای
شیعیان هنگامی که شما را اینگونه می بینم قلبم پاره پاره می شود.
به راستی وقتی یک عمل که بسیاری از علما بر ممنوعیت آن فتوا داده اند تا بدین حد می تواند
چهره شیعه و عزاداری سالار
شهیدان را تخریب کند، معلوم نیست چرا عده ای همچنان بر این بدعت
جاهلانه تاکید دارند؟
راستی آیا قمه زنان و تيغ زنان را نباید به جرم وهن اسلام و مسلمانان مجازات
کرد لينك يكي از سايت هايي كه به خاطر ندانم كاري بعضي ها شيعيان را به سخره گرفته اند
http://www.moheet.com/show_files.aspx?fid=75042
هم
اكنون هم اگر بخواهيم احيا گر عزادارى راستين و عاشورايى باشيم بايد در مجالس عزادارى هم از مقاماتملكوتى
امامان بگوئيم وهم از مقامات مُلكى آنان! بايد از جنبه الگوئى و اسوه بودن آنها بگوئيم و نبايد
به صرف ابرازعشق
اكتفاء نمائيم. مجالس عزاى حسينى نه تنها نام سيدالشهداء(ع) را پرآوازه نگهداشته بلكه
سبب ماندگارى پيام اسلام عزيز شدند. باتوجه به جايگاه رفيع عزادارى و گوهر ارزشمندى كه درآن نهفته است
بديهى است كه
دشمنان
تلاش گستردهدر جهت تخريب و تحريف آن داشته باشند. در برههاى از زمان كه عباسىها
قدرتمند بودند در پى تخريب عزاىسالار شهيدان بودند كه عزاداران را دستگير مىكردند، شكنجه و اعدام مىكردند و در
برههاى كه
قدرت
مقابلهنداشتند، در پى تحريف آن بودند تا جلوى تأثير گذارى اين سنت مبارك را بگيرند. در
ادامه بايدگفت كه وظيفه ما در اين برحه از زمان جلوگيري از تحريف در عزاداري امام حسين و برپايي هر چه با
شكوه تر مجلس
عزاداري
امام حسين(ع) است.
امام حسين (ع) مي فرمايد:
1- بدترين مردم كسي است كه آخرتش را فداي دنيايش كند.
2- كساني كه بندگي خدا را مي كنند،بندگي ديگري را نمي كنند.
3- از سخني كه تورا پشيمان مي كند و وادار به عذرخواهي مي نمايد،
بپرهيز و مگو.
براي
ديدن دستخط ها و فتاوي علماي شيعه در تقبيح قمه زني و تيغ زني
به لينك هاي زير مراجعه نماييد
http://ghamezani.blogspot.com/
| لینک | جمعه ۱۳۸٦/۱٠/٢۸ - مهاجر افغانی |
انتقال به بلاگفا
| لینک | پنجشنبه ۱۳۸٦/۱٠/٢٠ - مهاجر افغانی |
مرحله سوم آمايش يا اخراج افغان ها از ايران آغاز مي شود
شركت در طرح آمايش سه به سايت براي شركت در طرح آمايش 3 به سايت زير حتما مراجعه كنيد . http://www.amaiesh.ir
وزارت خارجه کشور، اخراج مهاجرين افغان را از ايران خلاف توافقات قبلى خوانده و همچنان خواستار کمک هاى فورى براى مهاجرين پاکستانى در کشور شد.
محترم سلطان احمد بهين سخنگوى وزارت خارجه، بتاريخ ١٣ جدى در يک کنفرانس خبرى گفت که در مورد اخراج مهاجرين کشور از ايران تا هنوز رسماً به آنها چيزى نيامده است.
محترم بهين افزود که آنها روز گذشته با سفارت ايران در کابل در مورد صحبت نموده و خبرهاى نشر شده مطبوعات درمورد اخراج مهاجرين را با توافقات که قبلاً وزارت خارجه با مقامات ايران نموده، همنوا ندانست.
وى همچنان گفت : اين مشکل بايداز طريق ديپلوماسى حل گردد، ما اميدوار هستيم که حد اقل تا ختم زمستان، اين روند معطل شود.
مقامات وزارت داخله ايران اخطار داده اند که آن دسته از مهاجران افغان را که دارای اسناد قانونی نيستند، در صورت ادامه اقامت غير قانونی دستگير و تا پنجسال زندانی خواهند شد.
اوايل سال جارى اخراج اجبارى شمارى مهاجرين از ايران ، که با خشونت همراه بود ، باعث سلب اعتماد وزير خارجه و وزير امور مهاجرين گرديد.
در حال حاضر، حدود دو ميليون افغان در ايران به سر ميبرند.
سخنگوى وزارت خارجه همچنان گفته که امکان دارد ناامنى ها در پاکستان باعث افزايش مهاجرت ها به افغانستان گردد.
وى علاوه کرد که تا حال ٤٠٠ فاميل به ولايت خوست و ٢٠٠ فاميل به پکتيا از پاکستان مهاجر شده اند.
محترم بهين علاوه کرد که آنها دفتر يوناما و دفتر کمشنرى ملل متحده در امور پناهندگان در جريان گذاشته و خواهان کمک هاى فورى وبيشتر شده اند.
او ميگويدکه فعلاً يک اندازه کمک ناچيز براى اين مهاجرين صورت گرفته .
همچنان بهين دراين کنفرانس گفت که قرار است در اواسط ماه جارى ميلادى، وزير خارجه به اساس دعوت وزير خارجه استراليا درمجمع اتحاد تمدنها درشهر مادريد اسپانيا اشتراک نمايد.
قرار است در اين مجمع، نماينده گان جامعه مدنى ، بنياد هاى معتبر جهان و نماينده هاى بين المللى و منطقوى در مورد موضوعات فرهنگى جهان و ايجاد تفاهم ميان فرهنگ ها و مذاهب دنيا صحبت نمايند.
وى در مورد ميگويد که وزير خارجه کشور در اين سفر با صدراعظم استراليا،ترکيه و سرمنشى ملل متحد ديدار و گفتگو خواهند داشت.
نامبرده همچنان علاوه کرد که تا حال، بيش از ٣٠٠٠ حاجى از کشور عربستان سعودى به کشور برگشته و سر از پس فردا طبق پلان پرواز هاى شرکت کام اير شروع و تا چهارم ماه آينده تمام حجاج به کشور برخواهند گشت.
http://www.afghanpaper.com
براي شركت در طرح آمايش 3 به سايت زير حتما مراجعه كنيد .
http://www.amaiesh.ir
رويه اخراج و بلاتكليف نگهداشتن مهاجرين افغاني در ايران روندي است كه بعد از انقلاب بيشتر خودنمايي مي كند . نه اخراج كامل نه تابعيت هيچ و هيچ . سه دهه است كه مهاجرين هنوز تكليف خود را نمي دانند . سه دهه است كه مهاجرين هنوز حق ندارند در برابر ظلم و ستم هايي كه بر آنان روا داشته مي شود كوچكترين اعتراضي كنند . واي به حال آن مهاجري كه به دست يك مامور نيروي انتظامي بيافتد و از همه بدتر واي به حال او اگر آن مامور يك سرباز صفر باشد كه متاسفانه از همه نيروها احمق تر و بعضا بي سوادتر و بي ادب تر و عقده اي تر هستند و كوچكترين حرفشان بدترين فحش .
االلهم عجل لولیک الفرج
| لینک | شنبه ۱۳۸٦/۱٠/۱٥ - مهاجر افغانی |
جهان عرب و روز جهاني قدس
به گزارش سرویس بین الملل « فردا » در این مقاله عنوان "عربها روز قدس را جشن نمیگیرند" آمده است:به جز تظاهرات کوچکی در نوار غزه که به دعوت جهاد اسلامی برگزار شد و به جز تظاهرات عظیمی دربیروت به دعوت حزب الله و در افغانستان و پاکستان برگزاری این مراسم از اکثر پایتختهای عربی غایب بود.
رهبری ایران آخرین جمعه ماه رمضان را به روز قدس اختصاص داد تا کشورهای اسلامی واقعه اشغال فلسطین از سوی اسرائیل را از یاد نبرند و تلاشها برای آزادی فلسطین و اعاده حقوق آنان یکپارچه شود.
اما دولتهای عربی نسبت به روز قدس تجاهل می کنند.دلایل این امر چند چیز است:
1.دعوت برای بزرگداشت روز قدس از سوی ایران است!
2.اغلب این دولتها با اسرائیل روابط تجاری دارند و نمیخواهند اسرائیل یا پشتیبان آن،امریکا را به خشم آورند.
عجیب است که دولتهای عرب،از خطر نفوذ ایران در لبنان وفلسطین و عراق دم میزنند و با آمریکا همراه میشوند تا ایران را به عنوان دشمن درجه اول،که تهدید کننده امنیت آنهاست تبدیل کند! دشمنی که حتی بر اسراییل(که در نظر بسیاری از حکام عرب تبدیل به دوست شده اند!) هم مقدم است!!
ملتهای عرب بر این باورند که دولتمردانشان به این دلیل با ایران مخالفند که آمریکا با ایران مخالف است.و نیروی خود را برای ضربه زدن به ایران بسیج کرده است.
نکته جالبی که نویسنده به آن اشاره میکند فقدان ابتکار و طرح جدی عربی در مقابل جدیت ایرانیهاست::
سازمانهای عراقی در حال افلاس کامل به سر می برند وباقیمانده اعتبار و مشروعیت خود را هم نزد شهروندانشان از دست داده هاند.چرا که در مقابل طرحهای ایران هیچ طرح ندارند و فقط طرحهای آمریکایی را بدون هیچگونه اعتراضی دنبال میکنند.
این تاسف بار است که عربها در محاصره فلسطینیان با آمریکا همراهی میکند! چنانکه با حماس کرد.وچنانچه قبل آن با حکومت صدام انجام داد.که بنا بر آمار سازمان ملل منجر به مرگ بیش از یک ملیون کودک عراقی شد.
ما تعجب میکنیم که ایرانیها روزی را روز قدس مینامند،و هرساله مراسم آنرا برگزار میکنند،اما گروهای عرب قدس اشغالی را به فراموشی سپرده اند تا مبادا غربی ها خشمگین شوند.
نویسنده در پایان توصیه میکند:روز قدس باید یک روز جهانی شود و در تمام کشورهای عربی و اسلامی برگزار شود تا توطئه های اسرائیل برای از بین بردن مقدسات آن واشغال کامل آن و بیرون کردن اهل آن خنثی شود.
آزادی قدس وظیفه همه ملتهای مسلمان است.با قطع نظر از هویت یامذهب و امیدواریم که کشورهای عربی بزگتریت حامی این حرکت باشند.اما متاسفانه هر حرکتی هم که انجام میشود سعی در تشکیک در انگیزه های آن می کنند.

| لینک | یکشنبه ۱۳۸٦/٧/۱٥ - مهاجر افغانی |

